"کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز
کان زمرد دافع این اژدهاست
پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386
به دنبال یوسف
بعضی آدم ها هستند که همیشه دوست داشته ام یک فصل راجع به آنهابنویسم . حداقل اینکه در یکی از پست ها هم معرفی کنم و هم عقیده ام را راجع به آنها بیاورم. یکی از این آدم ها "استاد سید فرید قاسمی"ست، یکی هوشنگ حبیبی، یکی علیرضا آستانه،یکی ابراهیم خدایی،یکی
ایرج کاظمی ،یکی محمد کاظم علی پور(بخصوص!)، یکی هم همین یوسف علیخانی !
این مقدمه را گفتم تا همین جا به خودم قول بدهم یواش یواش سراغ این آدم بروم!اما چرا به قول نیما یاد بعضی نفرات برایم تداعی شد شنیدن خبر چاپ کتاب تازه یوسف علیخانی درباره حسن صباح است.
علیخانی هم داستان نویس خوبی است( نمونه اش داستان قدم بخیر مادربزرگ من بود)، هم پژوهشگر خوبی ( نمونه اش تحقیق خواندنی و البته دیدنی روایت عزیز و نگار است)، هم مترجم قابلی (یوسف چند سالی است مترجم عربی جام جم آنلاین است) هم عکاس خوبی ( عکس هایش را در تادانه لابد دیده اید)و هم وبگرد توانمندی ( اداره سایت قابیل و وبلاگ حرفه ای تادانه کار هر کسی نیست) از همه این ها مهمتر یوسف این مرد بلند بالای الموتی تاتی زبان انسان نازنینی است.شیر آهنکوه مردی که دلش مثل گنجشک است. ساده و صمیمی و صادق با ظاهری غلط انداز و بشکوه!
این را اضافه کنم تلاشی که او برای کشف و معرفی قدم خیر زن اسطوره ای لر نشان داد در کمتر محقق لرستانی دیده ام.
یوسف علیخانی به روایت خودش
ایرج کاظمی ،یکی محمد کاظم علی پور(بخصوص!)، یکی هم همین یوسف علیخانی !این مقدمه را گفتم تا همین جا به خودم قول بدهم یواش یواش سراغ این آدم بروم!اما چرا به قول نیما یاد بعضی نفرات برایم تداعی شد شنیدن خبر چاپ کتاب تازه یوسف علیخانی درباره حسن صباح است.

علیخانی هم داستان نویس خوبی است( نمونه اش داستان قدم بخیر مادربزرگ من بود)، هم پژوهشگر خوبی ( نمونه اش تحقیق خواندنی و البته دیدنی روایت عزیز و نگار است)، هم مترجم قابلی (یوسف چند سالی است مترجم عربی جام جم آنلاین است) هم عکاس خوبی ( عکس هایش را در تادانه لابد دیده اید)و هم وبگرد توانمندی ( اداره سایت قابیل و وبلاگ حرفه ای تادانه کار هر کسی نیست) از همه این ها مهمتر یوسف این مرد بلند بالای الموتی تاتی زبان انسان نازنینی است.شیر آهنکوه مردی که دلش مثل گنجشک است. ساده و صمیمی و صادق با ظاهری غلط انداز و بشکوه!
این را اضافه کنم تلاشی که او برای کشف و معرفی قدم خیر زن اسطوره ای لر نشان داد در کمتر محقق لرستانی دیده ام.
یوسف علیخانی به روایت خودش
نوشته شده توسط والی زاده
در 2 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
مصائب آقاي نويسنده
آقاي "ب" اصلاً شبيه مارمولك يا سمندر نيست حتي شبيه
هم نيست .
دفتر خاطراتش را هم بخوانيد فقط شبيه اين جمله ها را مي خوانيد :
امروز يك نوار موسيقي خوب خريدم!
يا مثلاً :
اين روزها چقدر هوا خوب است !
اما يك روز آقاي "ب"خودش را كشت !
شايد آقاي "ب" نخواسته است براي هميشه دروغ بگويد . شايد هم اطلاعات غلط به نويسنده داده اند . لابد همين حالا آقاي "ب" مشغول نوشتن داستان نويسنده اي است كه با فرافكني ! علت خودكشي او را به مسائل سياسي ربط داده است . البته آقاي "ب"حق دارد اعتراض كند چون آقاي نويسنده بايد به دنبال يك راه حل اساسي برود تا مجبور نشود هي خودش را در داستان هايش دار بزند !
نوشته شده توسط والی زاده
در 10 قبل از ظهر | لینک ثابت
•

