تبليغاتX
گفتار سبز
طنز ، شعر ، قصه ، مسائل فرهنگی

گفتار سبز منتشر شد.

صاحب امتياز و مدير مسئول: محمدجعفر محمدزاده

 شوراي سردبيري: سيد فريد قاسمي/ساسان واليزاده/ داود ياراحمدي

 

 دوره جديد فصلانه " گفتارسبز" با ۱۲۸ صفحه در قطع وزير - چاپ و آماده عرضه به علاقمندان شد.

در اين شماره مي خوانيد:

  • طنز و كاريكاتور مطبوعاتي در ايران/ سيد فريد قاسمي
  • فكو در ايران وجهان/گفت و گو با فرهاد فروتنيان 
  • يورو مي دهيم تا تيتر و عنوان بخريم / علي رضا تركيبي
  • مقدمه اي براپيستمه كاريكاتور سياسي/دكتر يار محمد ياي
  • ماهيت كارتون هاي سياسي / داود ياراحمدي
  • چالشهاي كاريكاتور مطبوعاتي در ايران/ گفت و گو با عباس سليمي نمين 
  • برگزيدگان جشنواره جهاني كارتون و كاريكاتور در سالهاي 85 و 86
  • چرا از ديدن كاريكاتور لذت مي بريم / علي رضا ذاكري
  • آدمها چه وقت بزرگ مي شوند؟ / گفت و گو با محمد علي خلجي
  • نوروز در شاهنامه فردوسي /محمدجعفر محمدزاده
  • مثل مقدمه... / علي زمان محمد زاده
  • تاريخچه طنز(1) / محمد حنيف
  • در حقانيت طنز و مزاح
  • دشمني با حروف/ امير ی فيروز كوهي
  • در ساحت سهيل / ساسان واليزاده
  • ديگر از قالي كرمان مگو... / محمدجعفر محمدزاده
  • نمونه هاي طنز منثوردر ادبيات كهن
  • استفاده طنز آميز از آيات و روايات ديني / جلال رفيع
  • طنز رندانه /محمدجعفر محمدزاده
  • زمينه هاي ظهور طنزدر ادب فارسي/ محمد حنيف

بآاثاري از:

  • نويد شريفي / ابوالفضل محترمي / محمد فيض آبادي / رسول آذرگون / امين منتظري/  محمد خدادادي/  عبدالزهرا صالحي / محسن ايزدي/ پژمان عليپور/ عليرضا زاكري/عليرضا تركيبي/ مهدي تميزي /محمد فيض آبادي / محمد علي خلجي / محسن رفيعي/ هادي فراهاني/ امير عباس تبريزي /ايمان نوري نجفي/رامين رضايي / محمود جوادي / آرمان عليپور/ محمد امين آقايي / داود ياراحمدي
  • همكاران اين شماره:جواد عليزاده/بهمن عبدي/ محسن نوري نجفي/  امير حسين داودي/رضا جنگي 
  • علاقمندان براي دريافت اين فصلانه، روي دانلود فرم اشتراك كليك كنيد.
  • دانلود فرم اشتراک
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمدزاده  | 

 

گزيده اي از آنچه در مرگ قيصر امين پور گفتند .

 

چند روزي از كوچ غم انگيز قيصر نگذشته بود كه به فكر افتادم از آنچه درباره او گفتند و نوشتند مجموعه اي گرد آورم و اگر فرصت شد تحليل مختصري هم بر آن بيفزايم. محتويات سايتها و صفحات روزنامه ها را جمع كردم و از آن روز تاكنون روي ميز كارم مانده متأسفانه اين هم مثل خيلي از ايده ها به سرانجام نرسيد.  از اين دست كارهاي ناتمام و نيمه كاره فراوان دوربرم ريخته ، حيفم آمد بي استفاده كنار بگذارم، ناچار شدم از باب استفاده حداقلي، از آنچه در دست داشتم از هر كدام حداقل يك جمله بياورم . گرچه كتابي به همت انتشارات سروش اخيراً چاپ شده و نوشته هاي جمعي از اهل قلم را در آن گرد آورده ولي با  آنچه در نظر داشتم  متفاوت است .

قيصر را به چند جهت دوست داشتم و البته آلان بيشتر .  زلال و شفاف بود، دردمند بود و به درد عادت داشت ، صادقانه زيست.روحش راحت و آرام از اين دنيا رفت گرچه جسمي خسته داشت  ، در زمان حياتش او را برترين شاعر زنده در نوع خود مي دانستم و اكنون بيشتر، لر بود صفاي لرياتي در وجودش و شعرهايش موج مي زد . از نسل انقلاب و جبهه و جنگ بود و گرماي جنگ به تنش خورده بود و ... و دهها دليل ديگر ، و شايد اگر نمي مرد قدرش را نمي دانستيم و نمي شناختيم و مثل من انگيزه نمي يافت كه با نگاهي جديد همه اشعارش را دوباره بخواند .

در مرور انبوه صفحات روزنامه ها و پرينت اخبار سايتهايي كه در اختيار داشتم دو موضوع برايم جالب توجه بود يكي تيترروزنامه ها و اخبار سايتها كه هر كدام با سليقة خود مطلبي درباره قيصر برجسته كرده بودند كه از آن مي گذرم و ديگري گفته ها و نوشته هاي شخصيت هاي مذهبي ، سياسي ،‌ادبي و خبرنگاران و روزنامه نگاران وسرودهاي شاعرانی بود كه در اين مجال گزيده هايي راكه از هر كدام از اين افراد به سليقه خود بر گزيده ام و تقديم دوستداران و علاقمندان قيصر امين پور مي كنم .

مقام معظم رهبري : قيصر امين پور و دوستانش نخستين رويشهاي زيبا و مبارك انقلاب در عرصه شعر بودند .... در گذشت او آرزوهايي را خاك كرد .

 دکترمحمود احمدي نژاد ( رئيس جمهور ) : اين شاعر ارجمند از جمله فعال ترين شاعران نسل انقلاب بود كه هنوز دغدغه ها تراوشات متعهدانه و اديبانه بسياري براي گفتن داشت .

  دکترحداد عادل ( رئيس مجلس ) : ( امين پور ) شاعر بزرگ ، كم نظير و در دانه و شعر و ادب فارسي بود.

صفار هرندي ( وزير ارشاد ) : آرش تمام وجودش را براي گسترش مرزهاي ايران در چّلة كمان گذاشت . قيصر نيز همچون آرش است كه وجودش را براي اعتلاي زبان فارسي وقف كرد .

سيد محمد خاتمي ( رئيس جمهور سابق ) : قيصر امين پور گوهر تاباني بود كه خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود .

پيام حوزة هنري : جويبار زلال شعر ايران و انقلاب به دريا پيوست

اسد اله امرايي ( مترجم ) : شخصيت برجستة ادبي كشورمان قيصر امين پور، اين هفته پر كشيد و رفت تا تن رنجور از زخم هايش را آسوده كند . و آتش بر دل بيندازد .

سيمين بهبهاني ( شاعر ) : شاعري مستعد و آگاه به رموز كلام بود. مي گفتند مذهبي است مي گفتم چه بهتر ! مذهب اگر سبب بركناري از فريب و ريا و كشتار و ستم باشد بي گمان به صفاي دل شاعر و لطافت احساس او ياري خواهد كرد و اگر چنين نباشد مذهب نيست .

علي بابا چاپي ( شاعر ) : اگر گونه اي از شعر امروز را از افراط و گونه اي ديگر را از تفريط بدانيم قيصر امين پور با هيچ كدام از اين دو قطب ميانه اي نداشت

شمس لنگرودي  ( شاعر و محقق ) : امين پور به مراتب قبل از بسياري از شاعراني بود كه از هر جناحي در سالهاي بعد از انقلاب شعر گفتند .

دكتر حسن حبيبي (رئيس فرهنگستان زبان فارسي ) : من در قيصر آينده زبان فارسي را مي ديدم ....

علي رضا افتخاري ( خواننده ) : در همين پروژه ها ( چند آلبوم) بود كه فهميدم اعتقاد او غير از اعتقاد من و امثال من است .

دكترمظاهرصفا : قيصر ، نور چشم من بود . قيصر امين پور شاعر جوانمرد گوينده اهل درد ، مرد غمهاي سنگين ، جوانمرد روزگار غم و شادي ، ستايشگر حريت و آزادي .

مصطفي محدثي خراساني ( شاعر ) : نگاه عارفانه قيصر در مجموعه «گلها همه آفتابگردانند » را از همان عنوان كتاب مي توان رصد كرد كه خود حكايتگر تأملات عرفاني شاعر نسبت به هستي است و حركت نگاه او از سطح هستي به عمق آن .

سهراب هادي ( شاعر ) : نگاهش به معني مطلق طلا بود ،جمع ناموس شعر معاصر در او خلاصه شد .

دكتر هادي منوري : مادرم مي گفت ، و من باور نمي كردم يك جفت كليه آدم را به بهشت مي رساند .

حسين اسرافيلي : قيصر هميشه در شعرهايش زيست ، شعرهايش آينه انديشه و اعتقادش بود .

ضياء موحد ( شاعر ) : زبانش خيلي روشن ، قابل فهم و بدون ابهام است و در مجموع شعري مي آفريند كه بسيار مردم پسند است .

سيد ضياء الدين شفيعي : پرسيد نام آخرين كتابت ؟ « سكوت آزاد است » تأملي مي كند و مي گويد: « فكر مي كني! كي گفته سكوت آزاد است ؟ » همه رفته اند و « سنت و نوآوري »  در دستان قيصر آرام گرفته است .

دكتر محمود اكرامي ( شاعر و پژوهشگر ) : قيصر انسان خوبي بود ، حرفهاي خوبي مي زد و خوب حرف مي زد .

مريم صباغ زاده (شاعر) : روي صندلي كنار من نشسته بود باخاكستري هايي كه حالا به سفيدي مي زد ، داشتم با خودم مي گفتم انصاف نيست ، از اين پيري زود آمده پيدا بود درد بي تابش كرده است .

سعيد بيابانكي ( شاعر ) : آن موهاي جو گندمي ، آن قامت رشيد ، آن تبسم هاي دلنشين و از همه مهمتر آن اندوه عميق شاعرانه كه در نگاه قيصر پنهان بود همه و همه حكايت از آن داشت كه او انسان و شاعر بزرگي است .

علي رضا قزوه ( شاعر ) : نام تو شهره تر از قاف شده است اي سيمرغ         بازهم پربگشا در خود بي پر قيصر

عبد الجبار كاكايي ( شاعر ) : قيصر موقرانه در آغوش دستها // چون قايقي رها شده بي بادبان و من

سيد ابوالقاسم حسيني ، ژرفا ، ( شاعر ) : مهيب بود خبر : پركشيد قيصر// شكست قلاب گل و قامت صنوبر هم

محمد رضا سهرابي نژاد : خبر سنگيني بود . قيصر ناگهان آينه شد در كوچة آفتاب ! قيصر آئينه بود آئينه اي بي غبار، زلال مثل جويبار و مهربان مثل نسيم و رها مثل ماهي هاي سدّ گتوند .

تهمينه مهربان : قيصر امين پور ارجمند است زيرا به زيور و الاي اخلاص آراسته است .

فرزاد زاد محسن ( شاعر )  : اي قلب زخمي ! اي قلب خسته ! چه شد كه ايستادي ؟ بگو آن درياي درد را به شطح شعله ،‌ به خنياي خون تا كدام كرانه بردي ؟

مشفق كاشاني  ( شاعر )‌ : سخن ز درد توان سوز تو سخن مي گفت           اگر تبسم سبك بال ره به سوي تو داشت

دكتر علي موسوي گرمارودي ( شاعر ) :  نمرده است كه شور و شعر نامير است / شكسته نيست كه همواره كوه پابرجاست ....

محمد علي بهمني (شاعر) :  تابود سر به زير تراز آبشار بود             قيصر كه سر بلندتر از كوهسار بود

بهاء الدين خرمشاهي ( شاعر و پژوهشگر ) : مرا چو نوحه به ماتم سرايي اش خوانيد // كه خويش مرثيه قيصر امين پورم

ابوالفضل زرويي نصر آباد ( شاعر طنز پرداز ) : نبض تلخ صبحگاه / درد ، درد ، درد ، / در وجود گرم و مهربان مرد خانه كرد / مرد مهربان از اين هواي سرد خسته بود / درد را بهانه كرد ....

افشين علاء ( شاعر ) : كنون اي رها كرده گيسو به بالين                              خوشت باد در مصر معنا غنودن

صديقه وسمقي ( شاعر ) : سيه بپوش در اين سوگ و مويه كن اي درد //كه دسترنج تو آن سروقد رعنا رفت

ناصر فيض (شاعر) : اين روزها كه در شب دلها خدا كم است // از صد كرور بنده يكي مثل قيصر است

حميد رضا شكارسري ( شاعر ) : صبح تهران و صبح گتوند / چه فرق مي كند / وقتي صداي گام هاي تو / در كوچه آفتاب نمي پيچيد .

صابر امامي (شاعر و پژوهشگر) :  تو يلداي بسيار ما بودي / با دامن دامن ارديبهشت / با فروردين فروردين شعر / با گيسوان شسته شده در چشمه هاي شب ...

همايون علي دوستي ( شاعر ) : ناگهان آينه اي افتاد و پرپر شد                   ناگهان از آسمان آمد خبر : قيصر

زكريا اخلاقي  (شاعر) :  اين بار حريم امپر اطوري عشق     اندوه نشين سوگ قيصر شده است

محمد علي مؤدب ( شاعر ) : مبادا من دروغي گفته باشم   به جان يا تن دروغي گفته باشم

مبادا پشت اين لبخند زخمي          به خنديدن دروغي گفته باشم

علي شفاعي ( شاعر و روزنامه نگار ) : خبر سهمگين است / قيصر كه امين شعر بود / امانت به ديوان سپرد و رفت .....

سعيد بيابانكي ( شاعر)  : پنداشتم كه باغچه اي پرپر است او           ديدم كه نه .... برادر من ، قيصر است او

رضا اسماعيلي (‌شاعر)  : .... و عشق بي هيچ دستوري عزاي عمومي اعلام مي كند .

شيرينعلي گلمرادي ( شاعر)  : توبزرگ ماندي و روشنگر / كه چراغ آوازت را / كپرنشينان ايل در صحرا / بر بلندي ها افروختند .

نفيسه مرشد زاده ( روزنامه نگار ) : هميشه مجبور بود قد بلندش را تكيه بدهد به در،يا ديوار تا به نوجوانهاي تازه نوخاسته اي كه آن وقت ها همه از او خيلي كوتاه تر بودند و زياد هم دلشان مي خواست حرف بزنند گوش كند .

ناصر فيض ( شاعر ) : باور نمي كنم كه تو از دست رفته اي               چون مرگت اي عزيز فراتر زباور است

محمد صالح علاء (شاعر و منتقد ) : احساس هر درختي از شاخه هايش پيداست ، شاعر فروتنانه مي آيد و فروتنانه زندگي مي كند و فروتنانه مي ميرد .

حبيبه جعفريان ( روزنامه نگار ):  قيصر حرف نمي زد . درباره خودش حرف نمي زد . درباره شعرش حرف نمي زد درباره گذشته اش حرف نمي زد . درباره سليقه سياسي اش حرف نمي زد . درباره اينكه چرا حرف نمي زند حرف نمي زد ... اين بخشي از كاراكتر او بود ، بخشي از شاعر بودن اش .

ياسر هدايتي ( روزنامه نگار ) : نام قيصر امين پور خاطره هاي به ياد ماندني در ذهن چندين نسل است .

حميد سبزواري ( شاعر ) : در پي هوس به راه شعر نرفت بلكه شعر نسل او از باور عميق به اصول انقلاب بر مي خاست .

سهيل محمودي ( شاعر ) : قيصر فرزند جنگ بود و با لمسيات خود از اين واقعه شعر مي سرود .

جواد محقق : اخلاق و انسانيت قيصر به مراتب مهم تر و بزرگ تر از شعرش بود و همين مسئله بود كه انسان را شيفته قيصر مي نمود .

ميرجلال الدين كزّازي ( استاد دانشگاه ) : از چهره هاي برجسته در شعر و ترانة روزنگار بوده است و سروده هاي او در روند ادبي اثر نهاده است .

نغمه ثميني ( مدرس تأتر و سينما ) : شخصيت ايشان را بسيار حساس و لطيف و نيز همانند شعرهايش طناز و ظريف يافتم .

محسن مؤمني ( رئيس مركز آفرينش هاي ادبي)  : معلوم شد كه او حتي مرگ را هم جدي نگرفت و با آن شاعرانه برخورد كرد .

فاطمه راكعي (شاعر) : امكان نداشت كسي او را ببيند و شيفته او نشود ، ما به درگاه خداوند دست دعا برداشته بوديم كه قيصر را از ما نگيرد ....

يوسفعلي ميرشكاك ( شاعر و منتقد) : در ايام دبيرستان نقاشي كار مي كرد و آن قدر زيبا مي كشيد كه اگر ادامه مي داد بي ترديد ... علاقه آقا سيد حسن حسيني به قيصر در حد تعصب بود .

دكتر محمد رضا شفيعي كدكني  خطاب به قيصر : توبه شعر دسته يافته اي ، همين جابمان ..../ قيصر امين پور در نسل خود تالي ندارد ....

از پيام دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي : درگذشت شاعر توانمند ، مردمي و اديب گرانسنگ هم روزگار ما ، دكتر قيصر امين پور آنچنان تلخ و جانكاه است كه وسعت ابتلايش را هيچ تسلايي جز تسليم در برابر مشيت اللهي مددكار نيست .

از پيام سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي : آينه ناگهان چقدر زود شكست و در پائيز خزان 86 گلي از گلهاي آفتابگردان  انقلاب پژمرد .

از پيام شوراي عالي شعر بسيج : شعر در انقلاب اسلامي تولدي دوباره يافت .... و در اين ميان نقش و تأثير دكتر قيصر امين پور متعهد ، با شعرهاي فاخر و برجسته خود كم نظير است .

حجه الاسلام و المسلمين خاموشي (رئيس سازمان تبليغات اسلامي ) : شعر قيصر شاخص ترين عناصر تعريف شده را براي شعر متعالي و شيوا داراست .

 رضا رفيع (شاعر و طنزپرداز)  : چقدر تنفس صبح سخت و جانفرسا مي شود وقتي كه صبح با ناگهاني ترين خبر بر سرت آوار مي شود .

آرش شفاعي روزنامه نگار : قيصر قبل از آنكه شاعر بزرگي باشد آدم بزرگي بود و در نهايت خلوص و تواضع هيچ گاه نديدم كه با زبان و قلم كسي را برنجاند يا بي آبرو كند او انسانها را حرمت مي داشت و حتي بر مخالفانش نيز بي پروا و نا جوانمردانه نمي تاخت .

قطعا گويندگان سخن در باره قيصر بيش از اينها ست كه از نظر شما گذشت.  مجال ادامه نيست و البته به بعضي ها هم دسترسي ندارم.متن كامل اين جملات كوتاه را در خبرگزاري هاي : فارس ، مهر ، ايسنا ، ايرنا و روزنانه هاي همشهري ، جام جم ، كيهان ، اطلاعات ،‌ابتكار ، اعتماد ، اعتماد ملي ، همشهري جوان ، و ويژه نامة روزنامه هاي همشهري ، جام جم و ايران مي توان يافت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمدزاده  | 

نمی خواهم هیچ قضاوتی کنم ولی هر جور حساب می کنم بودجه یک دستگاه فرهنگی نباید کمتر از بودجه ساخت مستراح باشد. برای اینکه بیشتر متوجه قضایا شوید این گفتگوی رسمی اسفنديار رحيم‌مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي را بخوانید :

"در 3 سال گذشته بودجه سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى در هر سال 46 ميليارد تومان بوده است و امسال دولت فقط براى ساخت سرويس‌هاى بهداشتى در سراسر کشور 60 ميليارد تومان را اختصاص داده است که اين موضوع با جديت پيگيرى مى‌شود."
به گزارش «فردا» و به نقل از خبرگزاری ميراث فرهنگی گردشگری اسفنديار رحيم‌مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي در حاشيه برگزاري همايش تجليل از خادمان ستاد سفرهاي نوروزي گفت:« نياز كشور ما بيش از اين تعداد است و موضوع سرويس‌هاي بهداشتي هم به سبب اينكه يك كشور اسلامي داريم و به مسئله طهارت بسيار اهميت مي‌دهيم؛ قابل توجه و يكي از مشكلات گردشگري در كشور است.»
وى در درباره اين‌که عده‌اى مطرح مى‌کنند اخبار ساخت سرويس‌هاى بهداشتى در راه‌هاى کشور و مانور دادن روي آن داراي اهميت نيست، بيان كرد:« کسى که اهميت دستشويى را نمى‌فهميده يا گدا بوده يا عاشق.»
این هم لینک مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط بهمن پورجمشید  | 

 

 

 

 

 به بهانه انتشار آثار جدید دکتر شفیعی کدکنی

 

 

 

سال گذشته توفيقي دست دادبه اتفاق جمعي از دوستان به ديدن دكتر محمد رضا شفيعي كدكني ، استاد دانشگاه.ُمحقق نويسنده، منتقد وشاعر برجسته كشور رفتيم. شفيعي كدكني را از سالها ي دبیرستان بيشتر با شعر گون مي شناختم، كوچه باغهاي نشابور كه به دستم رسيد ،شيفته كلامش شدم واز آن زمان خواننده وخواهنده آثار و اشعارش. در دورا ن كارشناسي ارشد دو كتاب در اقليم روشنايي و تازيانه هاي سلوك كه در  آن شرح كاملي بر برخي قصايدو غزليات سنايي به قلم استاد نوشته شده است  هم  با سنايي آشنايم كرد و ارادتم را به استا د بيشتر نمود ، به ويژه آنكه سنايي را استاد ارجمند دكتر حسن انوري با دقت و تيزبيني تدريس نمود.

در ملاقاتي كه به اتفاق آقایان  علي اصغرجعفري ، حاج بابائيان، محدثي خراسانيِ سهيل محمودي واسماعيل اميني  با شفیعی کدکنی داشتيم ، استاد سخنان نغز و پر مغزي از اوضاع زبان و ادبيات فارسي، مشكلات اين روزها، عدم وجود كارهاي خلاقه وخاطرات زيبايي از اساتيد و بزرگان زنده و در گذشته بيان فرمود . گفت :كسي از من خواسته است كه مبلمان اين اتاق را عوض كنم كه در جوابش گفته ام  چگونه مي توانم از اينها كه نگاه كردنشان مرا به ياد مهمانان و دوستانم كه امروز چهره در نقاب خاك كشيده اند دل بكنم  واستاد با تاثر نام برد از: شاملو، اخوان و ديگر بزرگاني كه بودند و امروز نيستند.

اوج عاطفه و مهرباني دكتر كدكني را در گريه هاي بي امانش در مرگ قيصر ديدم .در يادداشتهاي پراكنده اي كه  به روال عادت از ديدار برخي بزرگان مينويسم  آن روز اين جمله بر زبانم جاري شد كه : شفیعیجهاني ست بنشسته در گوشه اي.  در آن ملاقات استاد مقاله منتشر نشده ای از خود در باره ویژگی های شعر فروغ برایمان خواند. و به تعریض بر بوف کوری که بیش از پنجاه سال است برکنگره  ادبیات فارسی لانه کرده است سخن گفت . از تقلید و تکرار  ملال آور برخی موضوعات در حوزه ادبیات و علوم انسانی گله مند بود . از اخوان و سایه و م- آزاد و... گفت ودر ازدحام منطق و معنی دریچه هایی از نادانسته های من وشاید مارا رو به روشنایی می  گشود و... 

  خبري امروز از طريق خبر گزاريها  گرفتم كه باعث خوشحالی است.  قرار است از سه اثر جديد استاد رونمايي شود.

 

سه كتاب «اسرارنامه»، «مصيبت‌نامه» و «الهي‌نامه» از آثار منظوم فريدالدين عطارنيشابوري را محمدرضا شفيعي‌كدكني تصحيح كرده است.
شفيعي‌كدكني، سه سال پيش «منطق الطير» عطار نيشابوري را با مقدمه، تصحيح و تعليقات در 700 صفحه منتشر كرده بود.
علي‌اصغر علمي، مدير انتشارات سخن گفته است: در برنامه‌اي كه براي رونمايي اين سه كتاب در نظر گرفته شده خود شفيعي‌كدكني هم حضور دارد.
برنامه رونمايي سه كتاب «اسرارنامه»، «مصيبت‌نامه» و «الهي‌نامه» جمعه  این هفته از ساعت 9 صبح در هتل هما واقع در ميدان ونك، خيابان خدامي برگزار مي‌شود.
شفيعي‌كدكني، چندين دهه از عمر خود را صرف تصحيح و تحقيق بر سر آثار عطار نيشابوري كرده است.
تنها اثر از عطار كه هنوز تصحيح آن آماده نشده «تذكرة‌الاولياء» است كه به گفته ناشر وسواس‌ها و دقت علمي استاد انتشار آن را به تأخير انداخته است. 

 در نمايشگاه بين‌المللي كتاب امسال  تهران هم ازاستاد ، كتاب «قلندريه در تاريخ» منتشر شد.

 

از خداوند براي دكتر شفيعي كدكني عمر با بركت آرزو ميكنم تا همچنان با آثار و گفتارش بر غناي ادب اين  سرزمين بيفزايد. تصوير زير هم يادگاري از ديدار با استاد است كه از سايت آقاي جعفري برداشتم.

 

 

 ایستاده از راست: حاج بابائیان- اسماعیل امینی - محمد زاده. نشسته از راست: سهیل محمودی- استاد شفیعی کدکنی -علی اصغر جعفری. عکس از مصطفی محدثی  خراسانی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمدزاده  | 

دريغ و درد كه بي­اخلاقي نيز به فضاي هزارتوي اينترنت رخنه كرده است. و دامنه اين بي­حرمتي و بي­اخلاقي چنان گستره ناميموني يافته است كه هر نوسواد كم­مايه­اي كه وجود نامباركش آغشته آلايش، عقده و حسد است به مدد فراگيري رايانه و داشتن يك كارت چند ساعته اينترنت به خود اجازه مي­دهد آنچه كه شايسته خود او است در لابيرنت اينترنت منتشر كند تا بوي ريم و چرك و عفونت، اين شاهراه اطلاعاتي را مشمئز كننده كند.

اگر پيش از اين بزدلي شب­نامه­اي را در تيراژ محدود با ترسي از گزمه و آژان در تاريكناي كوچه­اي پخش مي­كرد اكنون يله بر صندلي چرخان يا تكيه بر بالش ناز همه عقده­هاي درونش را در فضاي مجازي send مي­كند بي­آن كه واهمه­اي از بررسي و دادرسي داشته باشد!

اين زخم­نامه و رنج­نامه را از آن رو مي­نويسم كه اين بار حريم كسي مورد تعرض قرار گرفته است كه  ازشريف­ترين و صادق­ترين آدمهای روزگار خود است. جناب استاد سيدفريد قاسمي در اين ساليان آبروي فرهنگي استان و از نامداران مطبوعات ايران و شناخته شده­ترين شخصيت فرهنگي خرم آباد در سطح كشور است و همواره هم با عزت نفس و سخت­كوشي به خدمت فرهنگي مشغول بوده است. و از اين گذر نه سرمايه­اي اندوخته است و نه حصاري حصين بر دور خود چيده است.

وجود چنين انسان نازنيني چنان ارزشمند و محترم است كه وزوز آزاردهنده مگسي يا تارنمايي عنكبوت سايه­نشيني به آن آسيب نمي­رساند. با اين همه هتك حرمت استاد سخت ُسنگين و دردآور است.

اين آدم كوتوله­ هايی كه با نام جعلي نسيم در روزهاي اخير با كامنت­هاي بي­ربطشان يك روز به شهداي انقلاب اسلامي از جمله شهيد رحيمي اسائه ادب مي­كنند و يك روز با فرافكني از جمهوري لرستان حرف مي­زنند، روز ديگر به همه مقدسات اين مملكت توهين مي­كنند و روز بعد با جعل تاريخ ُمنويات بي­ارزش خود را منتشر مي­كنند اكنون تبديل به معضل و مترسكي شده  كه آدم نمي­داند به آن پوزخند بزند يا سيلي! و اين همه ميوه تلخ سايت مشكوك لرستان 11 است كه امروزه تنها پايگاه اينترنتي است كه نسبت دروغ به لرستان مي­بندد و ادعاهاي واهي را مطرح مي­كند. گردانندگان بي­هويت سايت لرستان ۷+۴ كه حتي زبان  مردم لرستان را به درستي نمي­دانند از پس يك سال لجن­پراكني حال كه بازتاب يا پژواكي نيافته و نتوانسته­اند كسي را با خود همراه كنند خسته و عصبي شروع به هتاكي و توهين به شخصيت­ها و زحمت كشيده­هاي لرستان كه مورد وثوق و احترام همه هستند كرده­اند.ضمن اعلام انزجار از گردانندگان اين سايت جعلي، همه وبلاگ­نويسان لر را دعوت به اجماع و همراهي کرده تا برائت خويش را از اين سايت بي­هويت و هتاكان به  اعلام داشته و به هر طريق ممكن با تحريم اين پايگاه، بداخلاقي اينترنتي را نكوهش كنند. (اگرچه پيش از اين جناب آقاي ابراهيم خدايي در روزنامه اينترنتي لور پرده از جعلي بودن اين سايت برداشته بود)

در پايان يادآوري مي­كنم كه در دو سال گذشته به خاطر اعتقادبه گردش آزاد آراء هرگز در  این وبلاگ پيام­هاي خوانندگان را (حتي زماني كه با كم­لطفي بر نویسندگان آن مي­تاختند) منوط به تأييد نكرده بودیم، اما هتاكي اخير به استادجناب آقاي قاسمي عزيز چنان كام ما را تلخ كرد كه از اين پس ناچار به اديت و تأييد كامنت­ها هستیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط س. والی زاده  | 

 
جریان