تبليغاتX
گفتار سبز را از این پس با این نشانی بخوانید http://www.goftaresabz.ir/ "کن خموش این دوزخ از "گفتار سبز

یکشنبه بیست و نهم مهر 1386

شعر ناتمام...

از نفحات وصف می دامن دل ز دست رفت

هیچگاه نتوانستم این مصرع را در عالم واقع به یک بیت یا بیشتر تبدیل کنم. سالها پیش در جریان  خوابی عمیق که ذکر جزئیاتش را مناسب این مجال نمی بینم غزلی گفتم که مقبول طبع حاضران افتاد نزدیک نماز صبح بود با حالتی مملو از شادی و شعف از خواب بیدار شدمُ  تلاشم برای یاد آوری آنچه در خواب دیده بودم ثمری نداد   از دوستان صاحب ذوق می خواهم طبع خود را در تکمیل این مصرع به حداقل یک بیت بیازمایند. 

نوشته شده توسط محمدزاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386

معرفی پایگاه های اینترنتی لرستان

فعلا که متاسفانه نهادهای دولتی  و یا مراکز فرهنگی بخش خصوصی لرستان نتوانسته اند پرتال واقعی برای استان راه اندازی کنند. شاید معرفی سایت ها و وبلاگ های لرستان قدم و مقدمه کوچکی برای این منظور باشد. البته باید مالکیت معنوی اینکار را متعلق به يك لر بلاگ دانست که در تدوین این فهرست از آن بهره برده ام. بدیهی است این اسامی به هیج وجه دربرگیرنده همه سایت ها و وبلاگ های لری نیست .خوشحال می شوم دوستان در تکمیل آن مرا یاری دهند.

 

 

مراکز فرهنگی:

موسیقی لرستان
مشاهیر لرستان در سایت صداوسیما
لرستان در تصویر
پژوهشکده تعلیم و تربیت لرستان

لرستان در سایت صداوسیما
سایت آموزش و پرورش لرستان
سایت دوم آموزش وپرورش لرستان
دانشگاه علوم پزشکی لرستان
آموزش و پرورش ناحیه یک خرم آباد
آموزش و پرورش ناحیه دو خرم آباد
آموزش و پرورش شهرستان بروجرد
آموزش و پرورش شهرستان الیگودرز
آموزش و پرورش شهرستان کوهدشت
آموزش و پرورش شهرستان دورود
آموزش و پرورش شهرستان نورآباد
آموزش و پرورش شهرستان الشتر
آموزش و پرورش شهرستان ازنا

سایت لرستان با عنوان لرستان مدرن با حفظ سنت ها
شبکه لرستان
لرستان در ویکیپدیا

دانشگاه لرستان
گالری عکس میراث فرهنگی لرستان

پورتال لرستان
لرستان

لرستان در سایت گردشگری دانشجویان ایران
سازمان تبلیغات اسلامی لرستان
دلفان
موسیقی لری

حوزه هنری لرستان
مدیریت امور کتابخانه های لرستان
لرستان در سایت جامع گردشگری ایران
دانشگاه آزاد بروجرد
لر آنلاين

 

مراکز اداری و اقتصادی:

استانداری لرستان
شرکت آب و فاضلاب لرستان
راه و ترابری لرستان
اداره استاندارد لرستان
شهرداری بروجرد
مخابرات لرستان
اداره پست لرستان

سازمان بازرگانی لرستان

شرکت گاز لرستان
ایرانسل لرستان
لرستان در سایت سازمان توسعه تجارت ایران
سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان

سایت هواشناسی لرستان
سازمان جهاد کشاورزی لرستان


 

مراکز اطلاع رسانی :

نشریه صدای ملت

خبرهای لرستان در ایسنا
خبرهای لرستان در ایرنا

نشريه اينترنتي لور

سیمره

 


سایر:
کانون وکلای لرستان و خوزستان

فیلمی از (تونل برفی)لرستان
کلیپ های موسیقی لری در یاهو
نمایندگان لرستان در مجلس
سایت نامه لرستان
درباره بروجرد
لرستان در سایت ایرانیان خارج از کشور
اریک جان انونبی (زبان شناس کانادایی متخصص زبان لری جنوبی)
ترکان لرستان (ویژه اقلیتهای ترک تبار باشنده در مناطق لرنشین)

 

 

وبلاگ های شاعران لرستان

چکامه های نامیرا (علی گودرزیان)

پرنده هم که باشی (عبدالرضا شهبازی)

 علی زیودار: فرا رسانه
 
علی رضا کرمی
:  خرم آبادی

هوشنگ حبیبی
براي فردا/داود ياراحمدي
وبلاگ زنده ياد مجتبي ايماني
عليرضا کرمی
اسد فرهمند
عزیز کلهر
مهتاب بازوند
احمد بیرانوند
مهرداد
علی گودرزیان
مسعود مرادی
علي زيودار
اميد علي مسعودي
عليرضا آستانه
شعر به روايت مردگان: رضا گودرزي
زني شبيه درخت:مريم نظري

بانوی سنگ


 

سایر وبلاگ های لری

 هانا : دختری از کهکشانی دیگر 
ابراهیم خدایی

لرستان در گردش گيتي

تاریخ ادبیات لرستان (مهدی ویس کرمی)

خرماؤه (احد رستگار فرد)

وبلاگ جوان (رضا خرم آبادی)

لر (بهروز دریکوند)

وبلاگ لرسو (؟)
دانشجویان لرستانی مقیم تهران

عکس و ادبیات لرستان و جهان

ابراهیم خدائی: لریاتی
 ویس کرمی: تاریخ ادبیات لرستان
ستاره نیکوبخت: باؤینه
 رستگارفرد: خرمؤه
 کامران دالوند: سلام لرستان
 لرسو
 صدای زاگرس نشینان
 خلق لر
 گهر
 خوربه
 کر بی دا

رضا خرم آبادی: وبلاگ جوان
نصرت درویشی: درخت و خنجر و خاطره
بهمن خدائی: سبزه سرا

 اسفندیار خدائی: لرنا
 
علی رضا کرمی:  خرم آبادی
 میلاد: دورود
مجله اينتر نتي لك

داوود پناهي

نوشته شده توسط والی زاده در 6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم مهر 1386

جشن تولد اینترنتی

هانای من یک ساله شد
عید فطر روز تولد دخترم هاناست.
روز شنبه ساعت ۶ غروب منتظر شما در جشن اینترنتی هانا هستیم.
نشانی: اینجا

نوشته شده توسط والی زاده در 3 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386

عید شادیها

تا چشم به هم زدیم عید فطر از راه رسید. عید فطر را باید عید شادیها بنامیم اگر:

ـ باعث آزار کسی نشده ایم.

ـ اندکی درد گرسنگان را دریافته ایم.

ـ یک قدم ُ ولو یک قدم به  انسانیت نزدیک شده ایم.

ـ غمی از چهره ای زدوده ایم.

ـ و لبخندی بر گوشه لبی نشانده ایم.

و...

وگر نه ما را جز جوع و عطش بهره نبوده باید فکر چاره ای بود از نو...

نوشته شده توسط محمدزاده در 2 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه شانزدهم مهر 1386

من یعنی همین

طوری نیست

یا اصلاً شما شاید خوشتان نیاید

ولی من دزدیدم

سرم را یعنی

تا از دست این مگس­ها و خنجر

یعنی پول جیبت را

تا برایت حلقه

و انگشت­هایش

تا هیچ امضایی نباشد و شعری که نتواند

و شلاقی که پایین بیاید

گربه­ای از دیوار

که می­ریزد

طوری نیست

ولی آخرش باور می­کنی

که تو چیزی نداشته­ای

که من

یعنی همین که شعر می­گویم.

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط والی زاده در 5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم مهر 1386

معنای وند

بسیاری از طوایف لک زبان دارای پسوند «وند» هستند، فراگیری این پسوند چنان است که بسیاری وجود آن را نشان­دهنده لک زبان بودن آن طایفه می­دانند. این قاعده البته استثنائات بسیار دارد مانند ایل بهاروند که لرزبان و از طوایف بالا گریوه است. حداقل می­توان این مطلب را قاعده کرد که پسوند «وند» تنها در طوایف لر و لک دیده می­شود و طوایف کرد از آن استفاده نمی­کنند اگرچه بسامد آن در میان لک­ها بیشتر است.

این مسئله می­تواند اندکی ما را در شناخت طوایف و انشقاق آنها از کرد یاریگر باشد. جالب آنکه طوایفی که لک اصلی هستند مانند باجولوندها وقتی در میان صفحات کرد قرار گرفته­اند این پسوند را از دست داده­اند و باجلان خوانده می­شوند.

داشتن پسوند در آخر نام طوایف روش معمولی در میان اقوام ایرانی است که علاوه بر آن که باعث وحدت و شناسه در میان یک قوم می­شود آن را از گروه­های دیگر ایلی تمییز می­دهد.

در بلوچستان پسوند «زه» یا «زهی» معادل «وند» لکی است و پسوند «لو» در میان اقوام ترک دارای همین نقش است. (طبیعی؛ 1378: 343)

سیسیل جی. ادموندز می­نویسد: «نام­هایی که به وند ختم می­شوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها و لک­ها شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لکی – لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ گاه نام محل نیست» (ادموندز؛ 1382: 54)

ابراهیم یونسی حدث ادموندز را که آن را ریشه «ونن» vanen می­داند با دیده تردید نگریسته و می­گوید «دانشمند آلمانی این پسوند را از ریشه «بند» می­داند اما من این وجه اشتقاق را که از یکی از درس­خواندگان خرم­آباد شنیده­ام و نظایری در سایر زبان­ها دارد محتمل­تر می­دانم» (همان: 54)

دکتر طبیبی بی­آنکه به نام ادموندز اشاره کند نظر او را تکرار کرده و «ون» را از ریشه افکندن و دوانیدن می­داند و در عین حال شرط عضویت افراد یک طایفه را به داشتن «نیای مشترک آرمانی» برمی­شمرد:

«در سیستم خویشاوندی آرمانی نیز عضویت افراد، نه تنها به سبب خویشی و قرابت خونی، بلکه داشتن نیای مشترک آرمانی است که ایل یا طایفه بنام او نامیده می­شود. این نوع خویشاوندی در میان عشایر لک و لر بیشتر وجود دارد که با پس­وند «وند» مشخص می­شوند مانند همه­وند (همه یا حمه مخفف محمد) حسن­وند / بهاروند / رشوند (رش مخفف رشید)

این پسوند از ریشه فعل لکی ـ لری «وندین» به معنی افکندن یا دوانیدن در مفهوم شاخه یا تیره است.» (طبیبی؛ 1378: 200)

محمد حنیف به نقل از ایرج محرر ذکر پسوند «وند» یا «ون» را علاوه بر نام طایفه برای نام مکان هم ممکن می­داند:

تاکنون خیلی از پژوهشگران در مورد پسوند «ون = وند» وند تحقیق کرده­اند چرا که این پسوند نه تنها در نام اقوام ایرانی دیده می­شود بلکه در نام برخی از اماکن ایران همچون دماوند، نهاوند و الوند نیز وجود دارد. حتی واژه «دما» در نام ترکیب دماوند را به معنی عقب و واژه نها – در نام ترکیبی نهاوند ـ را به معنی جلو ذکر نموده­اند، من نیز به این باورم که واژه ال در نام ترکیبی الوند دگرگون شده آن (عقاب) است که روی هم به معنی عقاب­وند همچون نام خانوادگی دالوند در لرستان که به معنی عقابوند است» (حنیف؛ 1378: 6)

البته همین محقق پسوند ون در بیرانون (= بیرانوند) را استثنا دانسته و می­گوید: «پیشوند بیدن در درنام بیرن­وند دگرگون شده نام بهرام (بهرم بهرن بیرن) به شمار می­رود از ریشه اوستایی وِرِتمن» (همان)

وند در دستور فارسی به شکل «ون» و «آوند» هم آمده است: آوند که از گروه وندهای سترون است به دو جور «- آوند» و «---وند» با ویژگی­هایی که صرفی­اند نه آوایی به کار می­رود. گونه­های این وند به دریافته­های (دارندگی،‌ نسبت)؛ اسم آمیخته شده­اند و اسم (خداوند) یا صفت (ورجاوند) ساخته­اند، پسوند «ون» (van) هم در دستور فارسی پسوند شباهت، لیاقت، همانندی (شبیه، چگونگی) ذکر شده است. ون سبک شده وان و نشان شباهت و مانندگی است (ضیاءالدین هاجری، 1377: 256)

وند در دستور زبان فارسی نشانه نوعی ارتباط است.

وند در ایران باستان (ونت) vant و در سنسکریت وت vat بوده پسوندی است به معنای:

الف) خداوندی، صاحبی مانند: دولت هنر

ب) شباهت: خاوند (خداوند)، پولادوند

ج) در پایان اسم­های مکان درآید: ورجاوند، دماوند

دکتر هاجری در این باره اضافه می­کند:

«پسوند «وند» برای نسبت است و در فارسی باستان به معنای «دارنده» بوده مانند پیوند، خداوند، خویشاوند، در زبان فارسی گذشته گاوند (= گاودار) در نام­های خاص مردمان، اماکن، طوایف نیز آمده است مانند: الوند، پولادوند، باوند، دماوند، نهاوند، سگوند»

در کتاب «کاملترین دستور زبان فارسی» درباره­ی پیشوند و پسوندهای زبان فارسی (ص 388) از گفتار کسروی آمده است: «وند که در آخر نام­های خانواده­ها و ایل­ها بسیار آمده چنان­که باوند، هیداوند و سگوند و لغت­نویسان آن را ادات نسبت دانسته و در کلمه خداوند به معنای (مانند) نوشته­اند ما می­پنداریم در نام­های نهاوند و دماوند به هیچ یک از این معنی­ها نبوده و معنایی دیگر دارد چه (وندن) در زبان­های باستان ایرانی به معنای (نهادن) بوده و یکی از معناهای نهادن واقع شدن و ایستادن بر جایی است؛ و (نها) به معنی پیش و (دُما، به ضم دال به معنی پشت و دنبال بوده پس نهاوند یعنی شهر یا آبادی ایستاده در دنبال و پشت. می­توان گفت در نامگذاری این دو آبادی، دوری و نزدیکی آنها را نسبت به جایی یا شهری میزان گرفته، آنچه نزدیک بوده نهاوند و آن دیگری را دماوند نامیده­اند»  (ضیاءالدین هاجری، 1377: 259)

این گمان اخیر را ملک­الشعرای بهار هم متذکر می­شود و می­گوید که دماوند از ترکیب دما (= پشت)، + وند ساخته شده و این گمان را تقویت می­کند که دماوند و نهاوند به معنای حدود «وند»ها به معنای مطلق طوایف لک و یا شاید لر بوده است به عبارتی «وند» نام عمومی طوایفی بوده است که حدفاصل همدان و تهران زیسته­اند.

در کتاب مجمل­التواریخ عهد زندیه به طوایف وند، جماعت وند و ایلات وند اشاره شده است:

«امام­قلیخان زنگنه (ولد رحیم­بیک که در شجاعت و ثمور و سخاوت مشهور و معروف بود) که احوال را بدین منوال دید در شهر بودن را صلاح ندانسته، همان شب عزم رفتن به میان ایلات «جماعت وند» نموده که تدارک خود را آنجا دیده، لشکر از ایلات فراهم آورده و به حرف حسینعلیخان دوالی کردستان بپردازد» (مجمع­التواریخ: 158)

«جماعت ایلات «وند» که از بیست­هزار خانوار متجاوزند و در فنون سپاهیگری و قطاع­الطریقی ]![ بی­عدیل و خودرأی می­باشند و تا حال با امام­قلیخان هم از راه بی­اعتنایی متفق نشده­اند» (همان: 162)

«ایلات وند سوای ایلات زنگنه و کلهر که چند نفر تیره عظیم­اند و به ایلات زنگنه متفق و مشهور به «وند» می­باشند، به موجب تفصیل ذیل است و جمیع آنها سپاهی و صاحب دولت­اند و هر فرقه از آنها به خطایی موسوم و در آخر خطاب وند ملحق است به طریق مرقوم ذیل: احمدوند، کاکاوند، قلی­علیوند، جلالوند، جلیل­وند، مافی­وند، بهتولی­وند، قوریه­وند (= قرعلیوند؟) خلیل­وند، خواجه­وند، زبیره­وند، نان­کلی­وند (؟) باجول­وند و...» (همان: 158)

طوایف نامبرده تماماً لک هستند اگر چه پاره­ای مانند «مافی­وند» پسوند را رها کرده و با کوچ به مناطق مرکزی ایران اکنون دیگر از گستره زبانی و جغرافیایی لک­ها جدا شده­اند و نیز خواجه­وندها که به مناطق شمالی کشور (حدود کجور و کلاردشت) رفته و ارتباط جغرافیایی خود را از دست داده­اند.

در منابع اوایل قاجاریه نیز مانند ناسخ­التواریخ هر از چندگاه از طوایف لک با نام کلی «زند و وند» یاد شده است. این قرائن نشان می­دهد که وند معادل نام طوایف لک زبان و بلکه معادل «لک» بوده و از طرفی اشاره به محل جغرافیایی آن در شمال مناطق فعلی سکونت آنان دارد.

بعد التحریر:توضیحات خوب دوستان از جمله آقای ابراهیم خدایی و نیز واقعیت وجود پسوند "ون" در میان طوایف بختیاری زمینه را برای پژوهش بیشتر فراهم کرده است . اگر چه طوایفی مانند سگوند به رغم لر زبان بودن اصالتا لک و تیره ای مهم از ایل باجولوند یا باجلان هستند.  به هر حال عجالتا تاکید خودم را مبنی بر اختصاص این پسوند به لک ها را تا زمانی که شواهد محکمتری بیابم پس می گیرم.

نوشته شده توسط والی زاده در 12 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم مهر 1386

چند نکته در باره سریالها ماه رمضان

 

 

  بسم الله

اين روزها بازار سريالهاي تلويزيوني بعد از افطار گرم است وهريك مخاطبيني را به خود جذب كرده اند .قضاوت در باره قسمتهاي پخش نشده  زود است اما به هر حال در همين حدود ميشود برداشتهايي كرد:

يك وجب خاك: سريالي كه لودگي وحماقت بعضي نقشهايش حال آدم را به هم ميزند شخصيت هايي كه اندك اندك سروسامان ميگيرند؛ ازدواج ميكنند؛ دست از خريت ميكشند؛ ودر نهايت همه چيز سر جاي خودش قرار ميگيرد در اين ابــتدا چقدر دست وپا چلفت و گاهي احمقانه برخورد ميكنند.ممكن است كسي مثال لورل وهاردي را بزند بايد دانست كه لودگي لورل وهاردي هيچگاه به دنبال نتيجه اخلاقي ومعنوي نيست بلكه جنبه طنز و بيشتر براي سرگرمي است به همان سبک و سیاقی که شروع شده اند به اتمام میرسند .  در اينده نزديك تحول شخصيتهاي داستان يك وجب خاك را خواهيد ديد واين نكته را تاييد خواييدكرد که بیننده نمی تواند برای دیدن وشنیدن این همه حماقت صبر کند.

 

اغماء: سريالي ازبرخي جهات شبيه او يك فرشته است.بيان كننده واقعيت هاي غير ملموس؛ جذاب ومتناسب با حال و هواي رمضان كه با بهره گيري از هنرمندان توانمندي چون تارخ بر جذابيت خود افزوده است ؛ ازجهت گيرايي در همين چند قسمت داراي نوسان بوده اينكه ما چه اندازه ميتوانيم ولازم است  به حوزه ماوراء ورود پيدا كنيم و تا چه اندازه ميتوانيم موفق باشيم ميماند براي بعد.

 

ميوه ممنوعه: از هر نظر به واقعيتهاي زندگي مردم نزديك ودرك موضوع آن براي بيننده راحت است كاري قابل تقدير وديدني با بازي زيبا و كاملا حرفه اي علي نصيريان وامير جعفري ؛ آينه زنگي عادي مردم با كاراكتر هايي كه در ميان كوچه وبازار مي توان از آن دست فراوان ديد . جلال نمونه كامل يك آقازاده كه وصفش را زياد ديده وشنيده ايم .به هر حال من اين سريال را از هر جهت با معيارهاي يك مجموعه موفق نزديك ميبينم .البته اين فقط نظر شخصي است.

نوشته شده توسط محمدزاده در 9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •